مامانی گلم دارم برات مینویسم که وقتی اومدی ببینی من وبابایی واسه به دست آوردنت چیا کشیدیم
من واسه به دست اوردن تو یه چند باری پیش دکتر رفتم ولی به صورت مداوم نه ...
من وبابایی از ماه آبان تصمیم جدی گرفتیم که این را ه را تهش بریم واسه داشتن تو
وقتی دکتر رفتیم یک سری ازمایش نوشت که من وبابایی با یه مکافاتی بالاخره کل آزمایش ها رو انجام دادیم چرا مکافات به خاطر نبود این امکانات تو شهر خودمون خلاصه...
جواب آزمایش ها رو بردیم پیش دکتر بابایی که سالم سالم بود ولی مامانی به علت اینکه یک بار کیستش وعمل کرده وپرولاکتین خونم هم بالا بود(به علت ترشح داشتن از سینه ) یک سری دارو نوشت که مصرف کنم ماه قبل که تو نیومدی پیش مون
وتوی این ماهم باز یک سری دارو از قبیل لتروزول وسوزن داد وای نمی دونی از زدن این سوزن چه ترسی داشتم اخه بار اولم بود وبابایی هم بهم دلداری می داد که نترس وازاین قبیل حرفا...
بالاخره امپول رو روز پنجشنبه 15 پری ام زدم حالا منتظریم ببینیم این ماه میایی پیشمون یا نه؟یا هنوز خدا نمی خواد